بررسی بازی Dispatch

بررسی بازی Dispatch

در دنیای بازی‌های ویدئویی، ما عادت کرده‌ایم که قهرمان داستان باشیم؛ کسی که اسلحه به دست می‌گیرد، به دل دشمن می‌زند و جهان را نجات می‌دهد. اما در بازی Dispatch، شما پشت یک میز نشسته‌اید، تنها با یک هدست، چند مانیتور و صدای غریبه‌هایی که در بدترین لحظات زندگی‌شان با شما تماس می‌گیرند. این بازی که در سبک «شبیه‌ساز وحشت و مدیریت» (Horror Simulation) ساخته شده، یکی از خلاقانه‌ترین و استرس‌زاترین تجربه‌های سال‌های اخیر است. اگر به دنبال بازی‌ای هستید که ضربان قلب شما را نه با شلیک گلوله، بلکه با صدای نفس‌های یک قربانی بالا ببرد، Dispatch برای شما ساخته شده است. در این مقاله از فروشگاه بازیچی، به بررسی عمیق این اثر می‌پردازیم.

بررسی بازی Dispatch : سبک و داستان بازی

اول از همه می‌خواهیم سبک و داستان بازی را بررسی کنیم. بازی Dispatch یک محصول در سبک ماجراجویی و انتخاب دیالوگ است. در این بازی شما کنترلی بر روی حرکت کاراکترها ندارید و بیش‌تر در قسمت دیالوگ‌ها تاثیرگذار هستید. انگار که ما داریم یک انیمیشن سریالی را تماشا می‌کنیم و در بین سکانس‌های آن، می‌توانیم در با انتخاب‌های مختلف، روند داستان بازی را تغییر دهیم.

اگر بخواهیم بهتر این موضوع را شرح دهیم، باید اینطور گفت که بازیکن در این بازی مانند یک کارگردانی است که می‌تواند داستان را تغییر داده و شاهد پیامدهای آن باشد. در واقع در این سبک از ویدیو گیم، داستان و نحوه روایت آن هسته اصلی و جامع بازی است. اما بیایید کمی در مورد داستان بازی صحبت کنیم. داستان بازی Dispatch شما را در نقش مردی به اسم رابرت (Robert) قرار می‌دهد که دارد از یک فردی بازجویی کرده و دنبال آدرس شخصی به اسم شِراود (Shroud) است که پدرش را به قتل رسانده است.

کمی جلوتر ما می‌بینیم که رابرت یک ابرقهرمان بدون قدرت‌های فرابشری است. او سوار یک ربات غول آسایی به نام Mecha Suit می‌شود که از پدر خود به ارث برده است و مردم آن را به اسم Mecha-man می‌شناختند؛ و حالا بعد از مرگ پدرش،‌ نوبت رابرت است که تبدیل به مِکامَن بعدی شود.

بعد از اعتراف گرفتن از آن فرد، رابرت مخفیگاه شِراود را پیدا می‌کند و اما نمی‌داند که تمام این‌ مدت،‌ در یک تله بوده و شِراود نقشه‌ای کشیده تا رابرت را بکشد. خوشبختانه در کشتن رابرت شکست می‌خورد. اما می‌تواند آسیب‌های زیادی به Mecha-Suit (ربات آهنینی که رابرت از داخل آن را تحت کنترل دارد) او وارد کند؛ این آسیب‌ها به ربات مکانیکی آن قدر شدید است که باعث می‌شود مِکامَن (همان رابرت) برای مدت زیادی در یک کنفرانس خبری اعلام بازنشستگی کند.

در ادامه داستان رابرت با یک ابرقهرمان زن به اسم Blazer آشنا می‌شود و او به مِکامَن شغلی را در دفتر یکی از گروه‌های ابرقهرمانی پیشنهاد می‌دهد؛ مسئولیت کنترل کردن یک گروه شرور که با قدرت‌های فرابشری به دنیا آمدند و حالا می‌خواهند بجای ضد ابر قهرمان، قهرمانان جدید دنیا باشند. این فقط شالوده‌ای از اپیزود اول داستان بازی Dispatch است. همان‌طور که اول بررسی اشاره کردیم، بازی بیشتر از اینکه یک گیم باشد، شبیه به یک سریال است که از المان‌های ویدیو گیمی کم و بیش در جای مناسب خود استفاده کرده است.

بررسی بازی Dispatch

بررسی بازی اعزام گیم‌پبلی: شطرنجی با مهره‌های انسانی

در ادامه بررسی بازی اعزام به گیم‌پلی آن می‌پردازیم. این عنوان اساسا از دو بخش تشکیل شده است: یک بخش‌‌ شامل فیلم تعاملی و یک بخش هم شبیه‌ساز مدیریت تیم از نمای بالا. در بخش اول، این قسمت‌ها که کنترل مستقیم شخصیت در دست بازیکن نیست و تنها می‌توان از طریق QTEها و گزینه‌های تصمیم‌گیری بر اعمال او تاثیر گذاشت. البته که در این بازی انتخاب هیچکدام از گزینه‌ها نقش یک گزینه را ندارد و اگر انتخابی نکنید، بازی یکی از گزینه‌های پیش‌رو را برای شما انتخاب می‌کند.در اپیزودهای نخست، زمان بیشتری صرف بخش فیلم تعاملی می‌شود تا اعزام ابرقهرمانان. البته که هر دو بخش ارزش‌های خاص خود را دارند و به شکلی جذابی به یکدیگر گره خورده‌اند.

در بخش دوم یعنی حالت اعزام، تیم در اختیار شما قرار گرفته و باید با استفاده از آن‌ها مشکلات شهر لس‌آنجلس را حل کرده و به جنگ با جنایت بروید. اغلب هر چند ثانیه یک بار، ماموریت تازه‌ای روی نقشه می‌بینید و باید قهرمان یا قهرمانان را اعزام کنید. با کلیک روی هر ماموریت، به شما گفته می‌شود که این ماموریت چه خصوصیت‌هایی را طلب می‌کند و از این طریق متوجه می‌شوید که کدام قهرمان احتمال موفقیت بالاتری در این ماموریت دارد.

در ابتدا هر قهرمان خصوصیات و Statهای متفاوتی با دیگر قهرمانان دارد. مثلا برخی در مبارزه خوب هستند و برخی هوش بالایی دارند یا کاریزماتیک هستند. هر ماموریت در عبارت توضیحی مستقیما به شما نمی‌گوید که دقیقا چه Statهایی برای موفقیت لازمند و بیشتر روی واژگان کلیدی تمرکز می‌کند. پس از چندین بار آزمون و خطا با این گیم‌پلی تا حدود خیلی زیادی آشنا می‌شوید و دستتان می‌آید که چه قهرمانانی را به کدام نوع از ماموریت‌ها بفرستید.

قهرمانان وقتی سربلند از ماموریت خود بازگردند، XP می‌گیرند و شما با استفاده از XP می‌توانید آنان را آپگرید کنید. آپگرید Statها کاملا دست خودتان است و می‌توانید تصمیم بگیرید که تمام آپگرید‌ها را در Statهای بهتر قهرمانان بکار برده و یک یا دو جنبه آنان را کامل ارتقا دهید، یا اینکه بالانس برقرار کرده و تمامی Statهای قهرمانان را ارتقا دهید.

هر یک از این قهرمانان شامل دو قدرت منحصر به فرد هستند که یکی از آنان در اوایل بازی در اختیار آن‌ها قرار گرفته و برای قدرت دوم، باید آن‌ها را به ماموریت تعلیم بفرستید. برای مثال کاراکتر Sonar اگر یک بار در ماموریت خود شکست بخورد، می‌تواند دوباره ماموریت را تکرار کند.

رابرت همچنین می‌تواند سابقه‌ خود در کار با کامپیوتر را به کار بگیرد. در هر اپیزود از بازی Dispatch تعدادی مینی‌گیم هک وجود دارد. در این مینی‌گیم‌ها باید یک شی شبیه به تاس DnD را در محیطی حرکت دهید و به مقصد مشخص برسید.

در ابتدا، این مراحل ساده‌اند و کافی است به Node های قفل‌شده بروید و جهت‌هایی را که روی صفحه نشان داده می‌شود وارد کنی تا مسیر باز شود. هرچقدر که در بازی پیشرفت کنید، این مراحل پیچیده‌تر می‌شوند. برای مثال محدودیت زمانی اضافه می‌شود و باید سریع‌تر عمل کنید. برخی سیستم‌ها پروتکل‌های ضد هک دارند و توپ‌های نارنجی را برای شکست شما می‌فرستند.

هرچند این مینی‌گیم‌های هک تنوعی به Dispatch می‌دهند، اما مشخصا بخش نسبتا ضعیف بازی هستند و این موضوع در فصل‌های پایانی مشهودتر از همیشه ظاهر می‌شود. خوشبختانه بسیاری از این مینی‌گیم‌ها اختیاری‌اند و آن‌هایی که اجباری هستند، حداقل‌های کافی را دارند.

بررسی بازی اعزام : گرافیک و طراحی بصری

یکی از بزرگترین انتقادات به آثار متأخر تل‌تیل، کهنگی موتور گرافیکی و انیمیشن‌های خشک شخصیت‌ها بود. AdHoc با درس گرفتن از آن تجربه، Dispatch را به یک ضیافت بصری تبدیل کرده است. بازی از سبک هنری الهام گرفته از کمیک‌بوک‌های مدرن و انیمه‌های بزرگسالانه بهره می‌برد که با فیزیک و نورپردازی امروزی ترکیب شده است.

انیمیشن‌های چهره در بازی Dispatch ، استانداردی جدید برای بازی‌های روایی تعریف می‌کنند. جزئی‌ترین تغییرات در میمیک صورت شخصیت‌ها در هنگام دروغ گفتن یا ابراز خشم، به قدری دقیق است که بازیکن می‌تواند بدون نیاز به زیرنویس، حس درونی کاراکتر را درک کند. نبردهای ابرقهرمانی که در پس‌زمینه یا از دریچه‌ی دوربین‌های مداربسته دیده می‌شوند، علیرغم اینکه بازیکن مستقیماً آن‌ها را کنترل نمی‌کند، با چنان کیفیتی کارگردانی شده‌اند که از بسیاری از بازی‌های اکشن پیشی می‌گیرند.

استفاده از رنگ‌های نئونی در تقابل با خاکستریِ سردِ محیط اداری، به خوبی تضاد بین دنیای فانتزی ابرقهرمانان و واقعیتِ تلخِ زندگی رابرت را به تصویر می‌کشد. هیچ افت فریمی در نسخه‌های کنسولی (به‌ویژه PS5) مشاهده نمی‌شود و انتقال بین صحنه‌های سینمایی و گیم‌پلی به صورت کاملاً یکپارچه (Seamless) انجام می‌گردد.

بررسی بازی Dispatch

 چرا بازی Dispatch یک انتخاب هوشمندانه برای خرید است؟

اگر هنوز در خرید اکانت قانونی Dispatch برای ps5 مردد هستید، این ویژگی‌های کلیدی  را در نظر بگیرید:

  1.  تجربه‌ای متفاوت از ژانر وحشت: اگر از بازی‌های کلیشه‌ای خسته شده‌اید، Dispatch زاویه دید جدیدی از ترس را به شما نشان می‌دهد.
  2.  ارزش تکرار بالا (Replayability): تماس‌ها در هر بار بازی ممکن است سناریوهای متفاوتی داشته باشند و تصمیمات شما منجر به پایان‌های مختلفی برای شهروندان شود.
  3.  به چالش کشیدن هوش و روان: این بازی فراتر از یک سرگرمی، قدرت مدیریت بحران و تمرکز شما را در شرایط استرس‌زا می‌سنجد.

بخش فنی و سیستم مورد نیاز بازی دیسپچ

یکی از مزایای بازی دیسپچ بهینه‌سازی بسیار خوب آن است. به دلیل سبک هنری خاص، این بازی روی طیف گسترده‌ای از سیستم‌های گیمینگ (حتی سیستم‌های میان‌رده) به راحتی و با نرخ فریم بالا اجرا می‌شود. همچنین پشتیبانی کامل از صدای محیطی (Surround Sound) باعث شده تا استفاده از یک هدفون باکیفیت، لذت بازی را چندین برابر کند.

جایگاه بازی دیسپچ در صنعت

Dispatch فراتر از یک بازی در سبک Point & Click است؛ این بازی تکاملِ منطقیِ سبکی است که سال‌ها درجا زده بود. AdHoc Studio نشان داد که برای روایت یک داستان ابرقهرمانی، لزوماً نیازی به مبارزات فیزیکی و درخت مهارت‌های پیچیده نیست. آن‌ها بر روی انسانی‌ترین بخشِ ابرقهرمانان تمرکز کرده‌اند: مسئولیت و عواقب.

این بازی در کنار آثاری چون Invincible و The Boys قرار می‌گیرد، اما با یک تفاوت بزرگ؛ در اینجا شما صرفاً یک تماشاچی نیستید، بلکه کسی هستید که باید در میان خاکسترهای به جا مانده از نبرد تایتان‌ها، تصمیم بگیرید که کدام زندگی ارزش نجات دادن دارد.

نقاط قوت بازی اعزام در یک نگاه:

  •  اتمسفر سنگین و بی‌نظیر
  •  صداگذاری حرفه‌ای و تاثیرگذار
  •  سیستم تصمیم‌گیری دشوار و اخلاقی
  •  ارزش خرید بالا نسبت به قیمت

نقاط ضعف بازی اعزام:

  •  سختی بالای برخی مراحل برای بازیکنان تازه‌وارد
  •  محیط بازی ثابت (که البته جزئی از کانسپت است)
فهرست محتوا
مطالب مرتبط
محصولات پیشنهادی فروشگاه
اشتراک گذاری این مطلب
ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید