بررسی داستان بازی الدن رینگ
- تیم بازیچی
داستان بازی الدن رینگ، حاصل همکاری مشترک «هیدتکا میازاکی» (خالق سری سولز) و «جورج آر. آر. مارتین» (نویسنده نغمه یخ و آتش)، فراتر از یک روایت ساده خیر و شر است. این داستان درباره تضاد میان نظم مطلق و آشوب طبیعت، درباره خیانتهای خانوادگی در ابعاد کیهانی و درباره تلاش موجودات فانی برای تعیین سرنوشت خود در جهانی است که توسط خدایان بیرونی (Outer Gods) به بازی گرفته شده است. برای درک آنچه در بازی رخ میدهد، باید به هزاران سال قبل از بیدار شدن شخصیت ما (تارنیشد) بازگردیم. با بازیچی همراه باشید.
بررسی داستان بازی الدن رینگ
دوران پیش از درخت زرین: عصر بوته (Crucible)
قبل از اینکه «درخت زرین» (Erdtree) بر افق سرزمینهای میانه سایه بیفکند، جهان در وضعیتی بدوی و وحشی قرار داشت. در آن دوران، تمام حیات از منبعی به نام «بوته» (Crucible) نشأت میگرفت؛ جایی که تمام اشکال زندگی به هم گره خورده بودند. به همین دلیل است که در بازی موجوداتی با شاخ، بال یا فلسهای عجیب میبینیم (مثل شوالیههای Crucible).
اما این نظم طبیعی با مداخله یک موجود ماوراءطبیعی به نام «اراده والا» (Greater Will) تغییر کرد. اراده والا، که یک خدای بیرونی است، ستارهای طلایی را به زمین فرستاد که حامل «الدن بیست» (Elden Beast) بود. این موجود بعدها به «الدن رینگ» یا همان قوانین فیزیکی و معنوی جهان تبدیل شد.
ظهور ملکه ماریکا و برقراری نظم زرین در داستان بازی الدن رینگ
اراده والا برای کنترل سرزمینهای میانه به یک واسطه نیاز داشت: «ملکه ماریکا» (Queen Marika the Eternal). ماریکا به عنوان ظرفی برای الدن رینگ انتخاب شد و سلسله «نظم زرین» (Golden Order) را بنا نهاد.
ماریکا برای تثبیت قدرت خود، با «گادفری» (Godfrey) ازدواج کرد. گادفری اولین «الدن لورد» شد و ارتشهای ماریکا را علیه دشمنان رهبری کرد. آنها غولهای آتشین را در شمال سلاخی کردند (چون شعله آنها تنها چیزی بود که میتوانست درخت زرین را بسوزاند) و اژدهایان باستانی را به زانو درآوردند.
در این دوران، ماریکا یک حرکت سرنوشتساز انجام داد: او «رون مرگ» (Rune of Death) را از الدن رینگ جدا کرد و آن را به سایه وفادار خود، «مالیکث» سپرد. با این کار، مرگ از چرخه طبیعت حذف شد و مردم دیگر به مرگ طبیعی نمیمردند؛ بلکه روح آنها پس از مرگ به ریشههای درخت زرین بازمیگشت. این آغاز عصر نامیرایی و شکوه درخت زرین بود.
برای خرید اکانت قانونی Elden Ring: Nightregn برای PS5 همین حالا اقدام کنید.
معمای راداگون و رنالا در داستان بازی الدن رینگ
در حالی که گادفری در حال جنگ بود، شخصیت مرموز دیگری به نام «راداگون» رهبری ارتش طلایی را در برابر سرزمین «لیورنیا» بر عهده گرفت. اما نبرد آنها به جای خونریزی، به عشق ختم شد. راداگون با «رنالا»، ملکه ماه کامل، ازدواج کرد و از آنها سه فرزند به نامهای «رادان»، «رایکارd» و «رانی» متولد شدند.
اما ناگهان، پس از اینکه گادفری جلال و شکوه جنگجویی خود را از دست داد و به اولین «تارنیشد» (مطرود) تبدیل شد، راداگون رنالا را ترک کرد و به پایتخت بازگشت تا با ماریکا ازدواج کند و دومین الدن لورد شود. راز بزرگ بازی در اینجا نهفته است: *راداگون و ماریکا در واقع یک موجود در دو بدن (یا یک بدن مشترک) هستند. این دوگانگی نشاندهنده تضاد درونی نظم زرین بازی الدن رینگ است.
شب دشنههای سیاه بازی الدن رینگ: جرقهی فروپاشی
صلح ظاهری نظم زرین با یک توطئه خونین به پایان رسید. «رانی جادوگر» (Ranni the Witch)، دختر راداگون و رنالا، که نمیخواست تحت اراده «دو انگشت» (نمایندگان اراده والا) و سرنوشتی که برایش مقدر شده بود باشد، نقشهای شوم کشید. او قطعهای از «رون مرگ» را دزدید و با کمک قاتلانی از نژاد «ناکس»، خنجرهایی آغشته به مرگ ساخت.
در یک شب واحد، این قاتلان به «گادوین شریف» (Godwyn the Golden)، پسر ارشد و محبوب ماریکا، حمله کردند و او را به قتل رساندند. اما این یک قتل معمولی نبود؛ رانی همزمان بدن فیزیکی خود را کشت تا روحش آزاد بماند، در حالی که گادوین روحش کشته شد اما بدنش زنده ماند. این اتفاق باعث شد گادوین به «شاهزاده مرگ» تبدیل شود و فسادی به نام «مرگ در زندگی» (Those Who Live in Death) مانند ریشههای سمی در سراسر سرزمینهای میانه پخش شود.
شکستن الدن رینگ و آغاز جنگ «شترینگ» (The Shattering)
مرگ گادوین، ملکه ماریکا را به مرز جنون (یا شاید بیداری) کشاند. ماریکا که احتمالاً از بازیچهبودن توسط «اراده والا» خسته شده بود، با پتک خود «الدن رینگ» را در هم شکست. راداگون بلافاصله سعی کرد آن را تعمیر کند، اما دیگر دیر شده بود. تکههای الدن رینگ که «رونهای بزرگ» (Great Runes) نامیده میشدند، بین فرزندان نیمهخدای ماریکا و راداگون تقسیم شد.
این قدرتِ ناگهانی، نیمهخدایان را به جان هم انداخت. جنگی عظیم به نام «The Shattering» درگرفت. هیچکس در این جنگ پیروز نشد، اما جهان به ویرانهای تبدیل شد. مشهورترین نبرد این دوران، نبرد میان «ژنرال رادان» و «مالنیا» در دشتهای سیلید (Caelid) بود. وقتی مالنیا دید نمیتواند رادان را شکست دهد، «گل پوسیدگی سرخ» (Scarlet Rot) را درون خود شکوفا کرد. این انفجار نه تنها رادان را به جنون کشاند، بلکه تمام منطقه سیلید را به یک جهنم سرخ و متعفن تبدیل کرد که هنوز هم آثار آن در بازی مشهود است.
ظهور تارنیشد: شما و هدایت فیض (Grace)
وقتی نیمهخدایان از بازگرداندن نظم عاجز ماندند، «اراده والا» آنها را رها کرد و به سراغ «تارنیشدها» رفت؛ کسانی که اجدادشان سالها پیش از سرزمینهای میانه اخراج شده بودند. اینجا جایی است که شما وارد بازی میشوید. شما یک تارنیشد بینامونشان هستید که توسط «فیض» دوباره زنده شدهاید تا رونهای بزرگ را جمعآوری کنید، به پایتخت (Leyndell) بروید و به الدن لورد جدید تبدیل شوید.
در این مسیر، شما با «ملینا» آشنا میشوید؛ دختری مرموز که نقش “مدنی” (Maiden) را برای شما ایفا میکند. او به شما کمک میکند تا قدرت رونها را به تواناییهای جسمی تبدیل کنید، اما هدف نهایی او سوختن است. برای ورود به داخل درخت زرین، باید خارهای دفاعی آن را بسوزانید و ملینا خود را فدای شعلههای «آتش غولها» میکند تا راه شما را هموار سازد.
لایههای پنهان: خدایان بیرونی
یکی از جذابترین بخشهای داستان الدن رینگ که آن را عمیق میکند، حضور خدایان بیرونی است. اراده والا تنها خدایی نیست که به این سرزمین چشم دوخته است:
- خدای پوسیدگی سرخ (The Formless Mother): که منبع قدرت مالنیا و خونی است که مأگ (Mohg) از آن استفاده میکند.
- ماه کامل (The Dark Moon): خدایی که رانی و ملکه رنالا از آن پیروی میکنند و به دنبال جایگزینی نظم زرین با یک نظم سرد و دوردست هستند.
- شعله آشوب (Frenzied Flame): که هدفش نابودی کامل جهان و بازگرداندن همه چیز به “واحد نخستین” از طریق سوختن در آتش جنون است.
تحلیل این خدایان نشان میدهد که سرزمینهای میانه در واقع یک تخته شطرنج برای موجودات کیهانی است و ساکنان آن، از ماریکا گرفته تا بازیکن، همگی مهرههایی بیش نیستند.
الدن رینگ چند پایان دارد؟
در بازی Elden Ring با توجه به مسیر و انتخابهای شما، پایان های مختلفی شکل میگیرند. این بازی 6 پایان اصلی دارد که هر کدام داستان را به شکلی متفاوت به پایان میرسانند:
1. Age of Fracture
این پایان پیشفرض است که در آن تارنیشد با بازسازی الدن رینگ، Elden Lord میشود و عصر جدیدی را آغاز میکند. این پایان نیازی به آیتمهای خاص یا مراحل فرعی ندارد و سادهترین مسیر برای اتمام بازی است.
2. Age of Duskborn
با استفاده از Mending Rune of the Death-Prince که از فیا دریافت میشود، تارنیشد مرگ واقعی (Destined Death) را به Lands Between بازمیگرداند. این پایان تاریکتر است و چرخههای بیپایان زندگی و مرگ را پایان میدهد. بازیکنان باید مراحل پیچیدهای را با فیا طی کنند، از جمله کاوش در Deeproot Depths و مبارزه با دشمنان خاص. این پایان حس تراژدی و پایان یک چرخه را منتقل میکند.
3. Blessing of Despair
با استفاده از آیتم Mending Rune of the Fell Curse از Dung Eater، تارنیشد نفرینی را به Lands Between میآورد. این پایان جهان را به فساد و تباهی میکشاند و برای بازیکنانی که به دنبال نتیجهای غیرمتعارف هستند، جذاب است. مراحل این پایان شامل همکاری با Dung Eater و کاوش در مناطق تاریک Lands Between است. حس وحشت و تاریکی این پایان، آن را به تجربهای منحصربهفرد تبدیل کرده است.
4. Lord of the Frenzied Flame
تارنیشد با پذیرش Frenzied Flame از Three Fingers در اعماق لیندل، Lord of Frenzied Flame میشود. پس از شکست Elden Beast، جهان در آتش میسوزد و هرجومرج غالب میشود. ملینا شما را ترک میکند و در سکانس پایانی، چشم آبی او و تهدیدش به نابودی شما نمایان میشود؛ “هرجا که بروی تو را مییابم زیرا تقدیرت مرگ است!”. این پایان تاریکترین مسیر بازی است و حس تراژدی عمیقی دارد. بازیکنان باید مراقب باشند، زیرا پذیرش Frenzied Flame بسیاری از خطوط داستانی دیگر را قفل میکند.
5. Age of Chaos
مشابه Lord of the Frenzied Flame، اما با تفاوتهای جزئی در انتخابها و دیالوگها. این پایان نیز جهان را به هرجومرج میکشاند و کمتر محبوب است، اما برای بازیکنانی که به دنبال تجربهای متفاوت هستند، جذابیت دارد. مراحل این پایان مشابه Frenzied Flame است، اما با انتخابهای خاص در پایان بازی.
6. Age of Stars
پس از همکاری با رانی و تکمیل خط داستانی پیچیدهاش، تارنیشد پس از شکست Elden Beast، رانی را بهعنوان الهه احضار میکند. رانی نظم طلایی را پایان میدهد و با تارنیشد سفری هزارساله را آغاز میکند. Lands Between بدون خدا یا حاکم رها میشود و نظمی جدید، احتمالاً Dark Moon، شکل میگیرد. این پایان به دلیل حس آزادی، رهایی و زیبایی صحنههای سینماتیکش، محبوبترین پایان در میان گیمرهاست.
تحلیل شخصیتهای کلیدی بازی الدن رینگ: فراتر از قهرمان و شرور
برای درک کامل داستان ما، باید به روانشناسی شخصیتهایی نگاه کنیم که جهان بازی را به لرزه درآوردند. الدن رینگ داستانی درباره «ایدهآلهای به انحراف کشیده شده» است.
- ژنرال رادان (Starscourge Radahn): او نه یک هیولای وحشی، بلکه وفادارترین مدافع نظم بود. رادان با قدرت جادوی جاذبه، حرکت ستارهها را متوقف کرد تا سرنوشت خانوادهاش (که به ستارهها گره خورده بود) را ساکن نگه دارد. نبرد او با مالنیا، تراژدی دو قهرمانی است که برای باورهایشان، یک قاره را به نابودی کشاندند.
- میکِلا (Miquella): برادر دوقلوی مالنیا که در نسخه اصلی بازی تنها در سایهها حضور دارد، باهوشترینِ نیمهخدایان بود. او که میدید «نظم زرین» قادر به درمان نفرین او و خواهرش نیست، سعی کرد با خون خود «درختواره» (Haligtree) را پرورش دهد تا نظمی جدید و مهربانتر برای مطرودان ایجاد کند. اما خیانت «ماگ» و دزدیدن او، این رویای شیرین را به کابوسی ابدی تبدیل کرد.
- مورگوت (Morgott): شاید غمانگیزترین شخصیت بازی باشد. او که به عنوان یک «فال (Omen)» و موجودی نجس متولد شده بود و توسط مادرش (ماریکا) در چاههای فاضلاب زندانی گشت، تنها کسی بود که در زمان فروپاشی، از تخت پادشاهی دفاع کرد. او به نظمی وفادار ماند که خودش را لایق زندگی نمیدانست؛ پارادوکسی از عشق یکطرفه به خدایی که او را طرد کرده بود.
باس های الدن رینگ
قطعا یکی از نکات قوت بازی elden ring و این سبک بازی ها مانند سری دارک سولز باس فایت های آن است که شکست دادن آنها طاقت فرسا و در عین حال لذت بخش است در اینجا چند باس فایت اصلی الدن رینگ را آورده ایم :
- The ominous Margit: اولین باس فایت های اصلی الدن رینگ ، مارگیت یا The Fell Omen است. او از ورودی قلعهی استورمویل در ابتدای بازی محافظت میکند و تا زمانی که او را شکست ندهید، نخواهید توانست به سمت قلعه پیشروی کنید. مارگیت با استانداردهای اولیهی بازی و قدرتی که در ابتدا دارید، یک باس قدرتمند به حساب میآید.
- Glintstone Dragon Smarag: یکی از دشمنان دریاچهای ساکن در اطراف آکادمی رایا لوکاریا، اسماراگ نام دارد. این موجود را میتوان در غرب آکادمی پیدا کرد که جزو باس فایت های اصلی الدن رینگ است، زیرا در آن قسمت از زمین زندگی میکند و از کلید گلینتاستون، که برای ورود به آکادمی لازم است، محافظت میکند. برای شکست دادن این دشمن مانند سایر اژدهاهای بازی، باید از اسب خود کمک بگیرید و با ضربه زدن به پاهای و بعضا سر اسماراگ، او را از بین ببرید.
- Loretta the Royal Knight: لورتا، نگهبان Caria Manor در شمال لورنیا، ترکیبی از حملات فیزیکی و جادویی را به کار میبرد. جاخالی دادن به حملات جادویی و استفاده از سلاحهای سریع مانند Katanas برای شکست او ضروری است. این باس به داستان رانی مرتبط است و شکستش شما را به مراحل بعدی خط داستانی جادوگر هدایت میکند. لورتا حس شوالیهای وفادار را منتقل میکند و مبارزه با او یکی از لحظات زیبای بازی است.
- Godfrey, the First Elden Lord: گادفری، یکی از قدرتمندترین باسهای بازی، در قلعه استورمویل و بعداً در Leyndell ظاهر میشود. او با تبر عظیم خود حملات ویرانگری اجرا میکند که زمین را میلرزاند. در فاز دوم، به Hoarah Loux تبدیل میشود و با مبارزات تنبهتن، چالشی نفسگیر ایجاد میکند. تمرکز بر زمانبندی دقیق و استفاده از سپر برای این مبارزه حیاتی است. داستان گادفری به تاریخچه الدن رینگ و رابطهاش با ماریکا گره خورده است.
- Rykard, Lord of Blasphemy: مبارزه با رایکارد، در کوه گلمیر و زیر قصر آتشفشانی، نیازمند استفاده از سلاح ویژه Serpent-Hunter است که در محل مبارزه یافت میشود. حملات مار و گدازههای رایکارد چالشبرانگیزند، اما با استراتژی مناسب میشود آن را شکست داد. بازیکنان باید مراقب حملات دوربرد مار و موجهای گدازه باشند.
- Grafted Godrick: گادریک، ارباب لیمگریو و ساکن قلعه استورمویل، از رون بزرگ خود برای قدرتدادن به بدنش استفاده میکند. در فاز دوم، با افزودن سر اژدها به بازوی خود، حملات آتشین مرگباری اجرا میکند که فضای مبارزه را پر از شعله میکند. استفاده از Spirit Summons و تمرکز بر حملات سریع با سلاحهایی مثل Eclipse Shotel برای شکست او توصیه میشود. داستان گادریک به تلاش او برای اثبات شایستگیاش بهعنوان نیمهخدا گره خورده است، و مبارزه با او حس پیروزی بر یک دشمن جاهطلب را منتقل میکند.
- Elemer of the Briar: المر، در The Shaded Castle در منطقه Altus Plateau، با حرکات غیرقابلپیشبینی و شمشیر بزرگ خود مبارزهای دشوار ارائه میدهد. فضای محدود مبارزه این باس را چالشبرانگیزتر میکند. احضار ارواح مانند Mimic Tear و استفاده از حملات دوربرد با جادوهایی مثل Comet Azur میتواند به پیروزی کمک کند.
میراث ماریکا: یک قمار بزرگ؟
بسیاری از تحلیلگرانِ دنیای بازی معتقدند که ماریکا نه از روی جنون، بلکه از روی نقشه الدن رینگ را شکست. او متوجه شده بود که «اراده والا» تنها به دنبال تغذیه از انرژی حیاتی جهان است. با فراخواندن «تارنیشدها» و فرستادن آنها به دنبال رونهای بزرگ، ماریکا در واقع مسیری را برای نابودی الدن بیست (نماینده مستقیم اراده والا) فراهم کرد. در واقع، شما (بازیکن) آخرین قطعه از پازل انتقام ماریکا از خدایان بیرونی هستید.
جمعبندی نهایی: سفری در میان خاکسترها
داستان Elden Ring با تولد یک دونده آغاز نمیشود، بلکه با سقوط یک امپراتوری به پایان میرسد. وقتی شما بر تخت پادشاهی مینشینید (یا جهان را میسوزانید)، پیروزی شما طعمی گس دارد. شما بر زمینی حکومت خواهید کرد که بهترین فرزندانش کشته شدهاند، خدایانش به جنون رسیدهاند و مردمش در چرخهای از زوال گرفتارند.
اما زیبایی الدن رینگ در همین «امید در میان ویرانهها» نهفته است. بازی به ما میآموزد که حتی در جهانی که توسط قدرتهای کیهانی تکهتکه شده، اراده یک موجود فانی (تارنیشد) میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد. فرقی نمیکند کدام پایان را انتخاب کنید؛ شما از یک جسد برخاستید، از سد خدایان گذشتید و ثابت کردید که «سرنوشت» چیزی نیست که ستارهها مینویسند، بلکه چیزی است که با هر ضربه شمشیر و هر جادوی نیمهشب، توسط خودتان رقم میخورد.
این حماسهای است که تا سالها در ذهن مخاطبان مجله «بازیچی» باقی خواهد ماند؛ داستانی که در آن مرگ پایان نیست، بلکه تنها آغازی است برای درک بهای سنگین آزادی.

