بررسی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2

بررسی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2

بررسی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2؛ مرز میان سینما و بازی ویدئویی

استودیو Ninja Theory با عرضه نسخه اول Hellblade در سال ۲۰۱۷، تعریف جدیدی از بازی‌های Independent AAA (مستقل با بودجه بالا) ارائه داد. اکنون پس از گذشت ۷ سال و تحت مالکیت مایکروسافت، نسخه دوم با نام Senua’s Saga: Hellblade II منتشر شده است. این بازی بیش از آنکه یک «دنباله سنتی» با مکانیک‌های گسترده باشد، یک نمایش قدرت فنی در موتور Unreal Engine 5 است. در ادامه به کالبدشکافی این اثر از منظر گیم‌پلی و تکنولوژی می‌پردازیم با بازیچی همراه باشید.

بررسی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2 : گرافیک و جلوه‌های بصری

بدون شک، Hellblade II در حال حاضر یکی از زیباترین و واقعی‌ترین بازی‌های ساخته شده در تاریخ صنعت ویدئوگیم است. نینجا تئوری در این بخش از چندین تکنولوژی کلیدی استفاده کرده است:

استفاده حداکثری از سیستم هندسه ذرات (Nanite) باعث شده تا صخره‌ها، بافت زمین و محیط‌های ایسلند با دقت میلی‌متری و بدون افت کیفیت در فواصل دور دیده شوند. سیستم نورپردازی Lumen نیز باعث شده تا بازتاب نور در محیط‌های مرطوب و تاریک ایسلند، کاملاً پویا و واقع‌گرایانه باشد.

تیم سازنده با سفر به ایسلند، تمامی محیط‌ها را اسکن کرده است. این موضوع باعث شده تا اتمسفر بازی نه به عنوان یک محیط مدل‌سازی شده، بلکه به عنوان یک مکان واقعی حس شود.

موشن کپچر و میمیک صورت؛ اجرای ملینا یورگنز در نقش سنوا، به لطف تکنولوژی پیشرفته ضبط حرکات، استاندارد جدیدی را تعریف کرده است. جزئی‌ترین تغییرات در چهره، از لرزش چشم‌ها تا انقباض عضلات صورت هنگام خشم یا ترس، با دقت خیره‌کننده‌ای منتقل می‌شود.

خرید اکانت قانونی Senua’s Saga: Hellblade II برای ps5

 چالش ۳۰ فریم بر ثانیه در کنسول‌ها

یکی از بحث‌برانگیزترین نکات فنی بازی، قفل شدن نرخ فریم روی ۳۰ در کنسول‌های ایکس‌باکس سری ایکس و اس است.
دیدگاه هنری یا محدودیت سخت‌افزاری؟ سازندگان معتقدند این انتخاب برای حفظ حس سینمایی (Cinematic Feel) انجام شده است. با توجه به کیفیت بصری فوق‌العاده بالا و استفاده از نوارهای سیاه (Letterboxing) برای کاهش رزولوشن رندرینگ، مشخص است که سخت‌افزار کنسول توان اجرای این سطح از جزئیات روی ۶۰ فریم را نداشته است.
در نسخه کامپیوتر، بازی بهینه ظاهر شده و با استفاده از تکنولوژی‌های DLSS 3 و FSR 3، امکان دستیابی به نرخ فریم‌های بالاتر وجود دارد، هرچند همچنان به سخت‌افزار قدرتمندی نیاز است.

 مهندسی صدا و سیستم Binaural Audio بازی Senua’s Saga: Hellblade 2

صدا در Hellblade II صرفاً یک ابزار مکمل نیست، بلکه نیمی از بار روایت و گیم‌پلی را بر دوش دارد.

مانند نسخه اول، استفاده از هدفون برای این بازی الزامی است. صداهای درون سر سنوا (The Furies) با استفاده از تکنولوژی ضبط سه‌بعدی، دقیقاً از جهات مختلف به گوش بازیکن می‌رسند. این سیستم در نسخه دوم لایه‌بندی پیچیده‌تری دارد و در هنگام حل پازل‌ها یا مبارزات، به عنوان راهنمای محیطی عمل می‌کند.
استفاده از گروه‌هایی مثل Heilung باعث شده تا موسیقی با تم نوردیک و پاگانیسم بازی کاملاً همخوانی داشته باشد و حس اضطراب و حماسه را به خوبی منتقل کند.

بررسی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2

تحلیل گیم پلی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2 : سادگی در خدمت روایت

اگر به دنبال یک بازی اکشن-ماجراجویی با المان‌های RPG و درخت مهارت هستید، Hellblade II شما را ناامید خواهد کرد. گیم‌پلی بازی در سه لایه خلاصه می‌شود:

  1. پیاده‌روی و تعامل محیطی: بخش بزرگی از بازی به راه رفتن در محیط‌های خطی و تماشای وقایع اختصاص دارد. این بخش برای برخی بازیکنان ممکن است خسته‌کننده باشد، اما هدف آن غرق کردن مخاطب در اتمسفر است.
  2. پازل‌های بصری: سیستم پازل‌ها مشابه نسخه اول است؛ یافتن الگوها و نمادها در محیط برای باز کردن مسیرها. نقد وارده به این بخش، تکراری شدن و نبود نوآوری جدی نسبت به نسخه قبل است.
  3. مبارزات: سیستم مبارزه در این نسخه کاملاً بازنویسی شده است. مبارزات همواره ۱ به ۱ هستند و دوربین به شدت به سنوا نزدیک می‌شود. اگرچه تنوع حرکات (کمبوها) کم است، اما وزن ضربات، حس برخورد شمشیر و خشونت عریان نبردها، تجربه‌ای به شدت سینمایی و پرتننش ایجاد کرده است. انیمیشن‌های مبارزه به قدری نرم هستند که مرز بین کات‌سین و گیم‌پلی عملاً از بین رفته است.

ساختار روایی و مدت زمان بازی Senua’s Saga: Hellblade 2

داستان بازی در ایسلند قرن دهم جریان دارد؛ جایی که سنوا برای نجات مردمش و رویارویی با «غول‌ها» (Giants) وارد یک سفر درونی و بیرونی می‌شود.
مدت زمان بازی بسیار کوتاه است و در حدود ۶ تا ۸ ساعت به پایان می‌رسد. از دیدگاه بازیچی، این مدت زمان با توجه به شدت تنش داستان منطقی است، اما برای بازی‌ای با این قیمت، ممکن است برای برخی خریداران قانع‌کننده نباشد.

نمایش بیماری روانی سنوا در این نسخه به جای تمرکز بر رنج خالص، به سمت چگونگی همزیستی با این وضعیت حرکت کرده است. روایت داستان در نسخه دوم حماسی‌تر شده و از فضای کاملاً شخصی نسخه اول کمی فاصله گرفته است.

 بررسی پازل‌ها و تعامل با محیط

در این بخش، بازی تلاش کرده است تا با استفاده از تغییر در پرسپکتیو و تغییر وضعیت محیط (مانند تغییر آب و هوا یا زمان برای حل یک معما)، تنوع ایجاد کند. با این حال، پازل‌ها همچنان نقطه ضعف اصلی بازی در برابر گرافیک و صدا هستند.

سادگی بیش از حد معماها باعث می‌شود که در برخی فواصل، ریتم بازی دچار افت شود. با این حال، استفاده از تغییرات محیطی برای حل پازل‌ها (مانند تغییر وضعیت واقعیت در برخی مراحل) از نظر بصری تجربه‌ای خیره‌کننده است که نقص مکانیکی آن را تا حدودی پوشش می‌دهد.

سیستم مبارزات بازی Senua’s Saga: Hellblade 2؛ خشونت عریان و تمرکز بر جزئیات

مبارزات در Hellblade II نسبت به نسخه قبل، دستخوش تغییرات بنیادین در فلسفه طراحی شده‌اند.

  • نبردهای تک‌به‌تک: نینجا تئوری تصمیم گرفته است تمامی مبارزات را به صورت ۱ به ۱ طراحی کند. حتی زمانی که توسط چندین دشمن محاصره شده‌اید، بازی با استفاده از کوریوگرافی‌های سینمایی، شما را وارد یک زنجیره از دوئل‌های انفرادی می‌کند. این تصمیم باعث شده تا هر نبرد، وزن و اهمیت خاص خود را داشته باشد.
  • انیمیشن‌های Motion Matching: با استفاده از این تکنولوژی، انتقال بین انیمیشن‌های مختلف (مثلاً از دفاع به حمله) بسیار نرم انجام می‌شود. هیچ حرکت اضافه‌ای در بازی وجود ندارد و هر ضربه شمشیر، تاثیر فیزیکی خود را روی بدن دشمن یا زره او نشان می‌دهد.
  • حذف نوار سلامتی (HUD): بازی هیچ رابط کاربری در هنگام مبارزه ندارد. شما باید از روی وضعیت ظاهری سنوا، شدت نفس‌زدن‌های او و لنگ زدن دشمنان، متوجه وضعیت نبرد شوید. این موضوع به غوطه‌وری (Immersion) در بازی کمک شایانی کرده است.

 تقابل با غول‌ها (Giants)؛ اوج نمایش بصری

بخش‌های مربوط به غول‌ها در بازی، بیشتر از آنکه مبارزات سنتی باشند، مراحلی مبتنی بر «ست‌پیس‌های» (Set-pieces) سینمایی هستند.

  • کارگردانی صحنه‌ها: فرار از دست غول‌ها یا تلاش برای به زانو درآوردن آن‌ها، اوج هنر کارگردانی در این بازی است. دوربین با نزدیک شدن به زمین و لرزش‌های به موقع، مقیاس عظیم این موجودات را به خوبی منتقل می‌کند.
  • ترکیب پازل و اکشن: در این سکانس‌ها، بازیکن باید با استفاده از زمان‌بندی درست و استفاده از محیط، بر غول‌ها غلبه کند. اگرچه چالش گیم‌پلی در این بخش‌ها بالا نیست، اما تجربه بصری و صوتی آن در صنعت بازی کم‌نظیر است.

 تحلیل عملکرد فنی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2 روی سخت‌افزارهای مختلف

  • Xbox Series X: بازی روی رزولوشن داینامیک (حدود 1440p که به 4K آپ‌اسکیل می‌شود) اجرا می‌شود. با وجود محدودیت ۳۰ فریم، ثبات فریم بسیار بالاست و به ندرت شاهد افت عملکرد هستیم.
  • Xbox Series S: در این کنسول، رزولوشن به مراتب پایین‌تر است و برخی جزئیات سایه‌زنی و تراکم ذرات کاهش یافته، اما همچنان بازی یکی از بهترین نمایش‌های گرافیکی روی سری اس محسوب می‌شود.
  • PC: نسخه کامپیوتر دست بازیکن را برای تنظیمات بازتر می‌گذارد. پشتیبانی از مانیتورهای التراواید (Ultrawide) بدون نوارهای سیاه، تجربه‌ای فوق‌العاده پانورامیک ارائه می‌دهد. همچنین استفاده از تکنولوژی Frame Generation برای رسیدن به نرخ فریم‌های بالاتر، برای دارندگان کارت‌های سری ۴۰ انویدیا توصیه می‌شود.

بررسی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2

بررسی بازی Senua’s Saga: Hellblade 2: ارزش خرید

یکی از نکات مهم برای کاربران بازیچی، ارزش خرید ۶۰ دلاری این اثر در مقابل زمان کوتاه بازی است.

  • مدل اشتراکی:Hellblade II به وضوح برای سرویس گیم‌پاس طراحی شده است. برای مشترکین این سرویس، تجربه این بازی یک انتخاب قطعی و بدون ضرر است.
  • خرید جداگانه: اگر قصد خرید جداگانه بازی را دارید، باید بدانید که با یک اثر «تجربه‌گرا» و سینمایی روبرو هستید که ارزش تکرار پایینی دارد و بیشتر شبیه به یک فیلم تعاملی بسیار باکیفیت است.

جمع‌بندی نهایی

Senua’s Saga: Hellblade II یک دستاورد فنی بی‌نظیر است که مرزهای گرافیک کامپیوتری را جابه‌جا کرده است. نینجا تئوری ثابت کرد که می‌توان بازی‌ای ساخت که از نظر بصری با فیلم‌های هالیوودی رقابت کند. با این حال، اصرار سازندگان بر حفظ ساختار بسیار خطی و پازل‌های ساده نسخه اول، مانع از این شده که بازی به عنوان یک «گیم‌پلی» خالص، انقلابی ظاهر شود.

این بازی عنوانی است که برای نمایش قدرت کنسول یا مانیتور جدید خود به آن نیاز دارید، اما نباید انتظار یک اکشن ماجراجویی طولانی و پرجزئیات مانند God of War را از آن داشته باشید.

نقاط قوت:

  • بهترین گرافیک کنسولی حال حاضر در صنعت بازی.
  • طراحی صوتی سه‌بعدی (Binaural) که استانداردهای جدیدی تعریف می‌کند.
  • بازیگری خیره‌کننده ملینا یورگنز و میمیک صورت بی‌نقص.
  • مبارزات سنگین و سینمایی با انیمیشن‌های کاملاً طبیعی.

نقاط ضعف:

  • پازل‌های تکراری که نسبت به نسخه اول پیشرفت چندانی نداشته‌اند.
  • محدودیت ۳۰ فریم بر ثانیه روی کنسول‌های قدرتمند نسل نهم.
  • گیم‌پلی بسیار خطی و محدودیت در تعامل با محیط.
  • زمان کوتاه بازی نسبت به قیمت عرضه (برای خریداران غیر گیم‌پاس).

امتیاز نهایی بازیچی: ۸.۵ از ۱۰

فهرست محتوا
مطالب مرتبط
محصولات پیشنهادی فروشگاه
اشتراک گذاری این مطلب
ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید