نقد و بررسی بازی Red Dead Redemption 2
- تیم بازیچی
نقد و بررسی بازی Red Dead Redemption 2؛
در دنیای بازیهای ویدئویی، آثاری وجود دارند که فراتر از یک سرگرمی ساده، به عنوان یک «میراث فرهنگی» شناخته میشوند. شاهکار سال ۲۰۱۸ استودیوی راکاستار (Rockstar Games)، یعنی Red Dead Redemption 2، نه تنها یکی از بهترین بازیهای تاریخ است، بلکه استانداردی را در زمینه واقعگرایی و داستانسرایی تعریف کرد که هنوز، پس از گذشت سالها، هیچ رقیبی نتوانسته است حتی به نزدیکی آن برسد. در این مقاله از مجله بازیچی، سفری خواهیم داشت به قلب غرب وحشی؛ جایی که شرافت با خون نوشته میشود و پایان یک دوران، آغازی است بر یک مرثیهی باشکوه.
بررسی بازی Red Dead Redemption 2 : داستان و روایت
داستان بازی Red Dead Redemption 2 در سالهای ۱۸۹۹ و ۱۸۰۰ و در کشور ایالات متحده آمریکا روایت میشود. در طول بازی، شما سفری هیجانانگیز و متفاوت به غرب وحشی و ایالتهای تگزاس، نیومکزیکو، آریزونا، کلرادو و اوکلاهاما خواهید داشت.
داستان گسترده و جذاب این بازی به همراه شخصیتهای عمیق و متنوع، Red Dead Redemption 2 را به یک تجربه نفسگیر و فراموشنشدنی تبدیل میکند. روایت آن از دوران وحشتناک و بیرحمی دهه ۱۸۹۰آمریکا، با انتقال بازیکنان به دنیای وسیع و چالشبرانگیز غرب وحشی، میان قهرمانی و خیانت، عدالت و بیعدالتی و حتی حیات و مرگ، احساس تعامل بسیار گستردهای را به ارمغان میآورد.
داستان Red Dead Redemption 2 با فرار گروه داچ پس از یک سرقت ناموفق و سفر آنها به منطقه کوهستانی و پوشیده از برف آغاز میشود. این بازی از ابتدا با یک طوفان شروع شده و با ورود کاراکتر اصلی، آرتور مورگان به صحنه، داستان استارت خورده و ادامه پیدا میکند.
در طول بازی، شخصیتپردازی قوی و چند لایه کاراکترها، بهویژه داچ ون در لیند، بسیار مهم است و تغییرات و تحولاتی که آنها تجربه میکنند، جذابیت داستان را افزایش میدهد. آرتور مورگان که شخصیت اصلی بازی است، شخصیتی خاکستری و پیچیده دارد که در طول داستان تغییر میکند.
آرتور از یک یاغی بیرحم به یک شخصیتی با ایدئولوژی و ارزشهای خاص تبدیل میشود. ارتباط با این شخصیت و درک عمیقتر از وی، یکی از نقاط قوت بازی Red Dead Redemption 2 است و از بازیکنان خواسته میشود که تصمیماتی را در مسیر داستانهای مختلف با توجه به ارتباطشان با آرتور بگیرند.
داستان Red Dead Redemption 2 توانسته است با روایتی جذاب و پیچیده، حتی در مواردی که نتایج نهایی آن قابل پیشبینی است، بازیکنان را جذب خود کند. از مأموریتهایی که به نجات جان مارستون میپردازند تا پیچشهای غیرمنتظره در داستان، Red Dead Redemption 2 با استفاده از داستانگویی ماهرانهاش، بازیکنان را به خود مشغول کرده و برای ساعتها پای کنسول بازیشان میخکوب میکند.
در طول داستان، بازیکنان شاهد پیشرفت و تحول شخصیتها هستند، از جمله آرتور مورگان که درگیر تضادها و انتخابهای پیچیدهای است که تأثیر عمیقی بر روی داستان دارند. این تنوع و عمق در شخصیتها، بازی را برای بازیکنان جذاب و پرمحتوا میکند و احساس میشود که هر تصمیمی که گرفته میشود، دارای تبعاتی مهم در بازی خواهد بود.
علاوه بر شخصیتپردازی فوقالعاده، داستان بازی Red Dead Redemption 2 با محیطهای زیبا و جزئیات غنی احاطه شده است. از مناظر طبیعی آرامشبخش گرفته تا شهرها و روستاهای پر از جنبوجوش و فعالیت، هر قسمت از جهان بازی با جزئیات دقیق و طراحی زیبا ساخته شده است که بازیکنان را به تجربهای مطلوب از جهان وحشی غربی میبرد.
در کل، داستان Red Dead Redemption 2 یک اثر هنری و روایتی فوقالعاده است که توانسته با شخصیتپردازی عمیق، داستانی پر از انگیزه و جذاب را برای بازیکنان ارائه دهد. این بازی نهتنها یک تجربه سرگرمکننده است، بلکه یک سفر فراگیر و فراموشنشدنی به دنیای وحشی و جذاب غرب وحشی را ارائه میدهد که در ذهن بازیکنان برای مدت طولانی ماندگار خواهد بود.
طراحی جهان: دنیایی که نفس میکشد
اگر بخواهیم تنها یک ویژگی را به عنوان نقطه قوت اصلی Red Dead Redemption 2 نام ببریم، آن «جهانِ زنده» بازی است. در اکثر بازیهای جهانباز (Open World)، محیط صرفاً یک پسزمینه برای حرکت بازیکن است، اما در رد دد ۲، محیط خود یک شخصیت مجزا است.
- جزئیات دیوانهوار: از گل و لای خیابانهای ولنتاین که بر لباس آرتور مینشیند تا رشد تدریجی ریش و موی او، همه چیز در این بازی با وسواسی هولناک طراحی شده است.
- هوش مصنوعی پویا: انپیسیها (NPC) فقط در جای خود نمیایستند؛ آنها زندگی دارند. شما میتوانید با هر شخصیتی که در دنیای بازی میبینید تعامل داشته باشید (سلام کنید یا او را تحقیر کنید) و سیستم «شرافت» (Honor System) بازی بر اساس همین رفتارهای کوچک، نگاه دنیا به شما را تغییر میدهد.
این دنیایی است که در آن اگر حیوانی را شکار نکنید، لاشه آن به تدریج تجزیه میشود و عقابها برای خوردن آن از آسمان فرود میآیند. چنین سطحی از پویایی، تجربهای را خلق میکند که در آن مرز میان واقعیت و بازی رنگ میبازد.
گیمپلی بازی رد دد ۲ : واقعگرایی در برابر اکشن سریع
اینجاست که بازی رد دد ۲ جامعه گیمرها را به دو دسته تقسیم میکند. اگر به دنبال اکشنهای سریع و بدون وقفه هستید، شاید نیمساعت اول بازی برای شما خستهکننده باشد. گیمپلی Red Dead Redemption 2 «آرام» است. شما باید اسب خود را تیمار کنید، اسلحههایتان را تمیز کنید تا گیر نکنند، و برای بقا در سرمای کوهستان لباس گرم بپوشید.
- سیستم گانپلی و Dead Eye تیراندازی در بازی حس سنگینی و قدرت دارد. سیستم «دد آی» که اجازه میدهد زمان را آهسته کرده و اهداف خود را علامتگذاری کنید، در این نسخه به تکامل رسیده است. انیمیشنهای شلیک و واکنش دشمنان به گلولهها (فیزیک Euphoria) به قدری طبیعی است که هر مبارزه را به یک صحنه اکشنِ تارانتینویی تبدیل میکند.
- اسبسواری: اسب شما در این بازی فقط یک وسیله نقلیه نیست؛ او همراه شماست. ایجاد رابطه با اسب (Bonding) مستقیماً روی عملکرد او در نبردها و پیمایش مسیرها تاثیر میگذارد.
گرافیک و هنر بصری بازی رد دد ۲ : تابلوی نقاشی متحرک
حتی با گذشت سالها، گرافیک بازی رد دد ۲ همچنان در دسته «بهترینهای نسل» قرار میگیرد. نورپردازی بازی زمانی که خورشید از لای شاخ و برگ درختان در جنگلهای لموین (Lemoyne) میتابد، یا مه غلیظی که صبح زود بر دشتها سایه میافکند، به قدری زیباست که بارها بازی را متوقف خواهید کرد تا با سیستم Photo Mode عکاسی کنید.
راکاستار از تکنولوژیهای پیشرفتهای برای شبیهسازی ابرها، برف و آب استفاده کرده است. رد پای شما در برف عمیق باقی میماند و خون دشمنان بر روی سطوح مختلف با دقت فیزیکی پخش میشود. این بازی یک دستاورد فنی خالص ست که ثابت میکند چگونه قدرت سختافزاری میتواند در خدمت هنر و اتمسفر قرار بگیرد.
موسیقی و صداگذاری Red Dead Redemption 2: طنین غرب در گوشها
موسیقی در Red Dead Redemption 2 فراتر از یک همراه بصری است؛ موسیقی در اینجا نبضِ روایت است. وودی جکسون با خلق بیش از ۱۹۰ قطعه موسیقی، اتمسفری ساخته است که با توجه به موقعیت شما تغییر میکند.
- موسیقی پویا: هنگامی که در دشتها به آرامی اسبسواری میکنید، نوای ملایم یک گیتار یا ویولن شما را همراهی میکند، اما به محض شروع یک درگیری، ریتم موسیقی تند شده و ضربآهنگهای حماسی حس هیجان را به اوج میرسانند.
- صداگذاری محیطی: دقت صداگذاری در این بازی حیرتانگیز است. صدای برخورد نعل اسب با سطوح مختلف (سنگ، گل، چوب)، پژواک گلولهها در کوهستان و حتی صدای باد در میان بوتهها، همگی با دقت ضبط شدهاند تا شما را کاملاً در محیط غرق کنند. همچنین اجرای بازیگران، بهویژه راجر کلارک در نقش آرتور مورگان، استانداردهای جدیدی را برای «موشن کپچر» و صداپیشگی در صنعت بازی تعریف کرد.
شخصیتهای فرعی و دار و دستهی «ون در لیند»
یکی از بزرگترین نقاط قوت بازی، پرداخت شخصیتهای فرعی است. اعضای کمپ، از «سیدی آدلر» انتقامجو گرفته تا «چارلز اسمیت» وفادار و «مایکا بلِ» منفور، همگی دارای هویت، تاریخچه و دیالوگهای منحصربهفردی هستند.
کمپِ گروه، یک مکان ایستا نیست؛ اعضا با هم دعوا میکنند، جشن میگیرند، پیر میشوند و با گذشت زمان، روابطشان با آرتور تغییر میکند. شما در طول بازی شاهد فروپاشی تدریجی ذهن «داچ ون در لیند» هستید؛ رهبری که آرمانهایش زیر فشار واقعیتهای دنیای مدرن در حال خرد شدن است. این شیمی میان شخصیتها باعث میشود که هر حادثهای در داستان، تاثیر عاطفی عمیقی بر بازیکن بگذارد.
ماموریتهای جانبی و غریبهها (Strangers)
در Red Dead Redemption 2 ، ماموریتهای جانبی به هیچ عنوان «پرکننده» (Filler) نیستند. هر ملاقات با یک غریبه در دنیای بازی میتواند به یک ماجراجویی چند مرحلهای و عجیب ختم شود. از عکاسی که به دنبال ثبت تصاویر حیات وحش است تا مخترعی که به دنبال ساخت یک قایق کنترل از راه دور است، این داستانهای کوچک، روحِ دنیای بازی را تشکیل میدهند. بازی به شما پاداش میدهد که از مسیر اصلی خارج شوید و در میان جنگلها و کوهها به جستجو بپردازید.
چالشِ «کندی»؛ انتخابی آگاهانه یا نقطه ضعف؟
بزرگترین انتقادی که به Red Dead Redemption 2 وارد میشود، سرعت پایین (Pacing) آن است. انیمیشنهای طولانی برای پوست کندن شکار، لوت کردن جنازهها یا حتی راه رفتن در کمپ، ممکن است برای برخی گیمرهای کمصبر عذابآور باشد.
اما از نگاه تحلیلی بازیچی، این کندی یک «انتخاب آگاهانه» از سوی راکاستار است. بازی میخواهد شما را وادار کند تا با سرعتِ زندگی در سال ۱۸۹۹ هماهنگ شوید. این بازی نمیخواهد شما از نقطهای به نقطه دیگر بپرید، بلکه میخواهد شما «مسیر» را تجربه کنید. با این حال، باید پذیرفت که کنترلهای بازی (Input Lag) گاهی بیش از حد سنگین حس میشوند و ممکن است در فضاهای بسته، هدایت آرتور کمی دشوار باشد.
رد دد آنلاین (Red Dead Online)؛ پتانسیلی که رها شد
اگرچه بخش تکنفره یک شاهکار بینقص است، اما بخش آنلاین نتوانست به موفقیتی مشابه GTA Online دست پیدا کند. با وجود پتانسیلهای زیاد برای نقشآفرینی در قالب یک کلانتر، شکارچی جایزهبگیر یا یک تاجر، کمبود بهروزرسانیهای بزرگ از سوی راکاستار باعث شد تا این بخش به تدریج از رونق بیفتد. با این حال، تجربه قدم زدن در این جهان با دوستان همچنان لذتهای خاص خود را دارد.
جمع بندی
Red Dead Redemption 2 یک بازی نیست؛ یک «شبیهساز زندگی در پایان یک دوران» است. این بازی به ما میآموزد که رستگاری همیشه به معنای پیروزی نیست، بلکه گاهی به معنای پذیرش اشتباهات و تلاش برای انجام یک کار درست در آخرین لحظات است. آرتور مورگان به عنوان یکی از انسانیترین و پیچیدهترین شخصیتهای تاریخ بازیهای ویدئویی در ذهنها خواهد ماند.
این اثر، حد غاییِ سبک جهانباز در نسل هشتم بود و هنوز هم در نسل نهم، از نظر بصری و جزئیات، بسیاری از عناوین جدید را به چالش میکشد. اگر به دنبال بازیای هستید که شما را به فکر فرو ببرد، احساساتتان را برانگیزد و تا هفتهها پس از اتمام، فکرتان را درگیر کند، RDR2 بهترین گزینه ممکن است.
نقاط قوت:
- داستانسرایی بینظیر و شخصیتپردازی عمیق.
- گرافیک و جزئیات بصری که هنوز هم جادویی به نظر میرسند.
- دنیایی به شدت پویا و واقعگرایانه.
- موسیقی متن و صداگذاری بینقص.
نقاط ضعف:
- کنترلهای سنگین و گاهی آزاردهنده.
- سرعت بسیار پایین بازی که ممکن است برای همه مناسب نباشد.
- کمتوجهی به بخش آنلاین.
امتیاز نهایی بازیچی: ۱۰ از ۱۰ (شاهکار تمامعیار)

